تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
بهشت كه عارفانند ، و دوزخ ، كنايت از مرتبهء امكان است ، و وسوسهء امكانى جميع احوال و اوصاف دوزخ در تحت دغدغه و وسوسهء امكانى داخل است ، و اعراف كنايت از مرتبهء برزخ است ، كه واسطه‌اى باشد ميان بهشت و دوزخ ، و مشرف باشد بر هر دو ، و قطع كلى نشده باشد .
كدام است آن جهان چون نيست پيدا * كه يك روزش بود يك ماه اينجا
آن جهان عالم ارواح است و معانى و حقايق كه پيدا نيست به حواس ظاهر ، يك روز عالم ارواح كنايت از مقدار بودن روح است در يك مرتبه ، و اين اينجا يك ماه است ، كه عبارت از يك دورهء قمرى باشد چون هر دوره‌اى را تحقق موجودى لازم باشد ، البته مقدار بودن روح در يك مرتبه ، در يك دوره متحقق شود ، بنابراين يك روز آنجا يك ماه اينجا باشد .
همين نبود جهان آخر كه ديدى * ز ما لا تبصرون آخر شنيدى
يعنى جهان محصور نيست ، در همين عالم محسوس عالم ديگر است كه آن عالم ارواح و معانى و حقايق است ، اگر اين عالم نبود
« فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ وَ ما لا تُبْصِرُونَ »
، 86 نازل نشدى اين عالم از ما لا تبصرون .
بيا بنما كه جابلقا كدام است * جهان شهر جابلسا كدام است
جابلقا عالم ارواح و بقاست ، و جابلسا عالم اجسام و طبيعت .
مشارق با مغارب را بينديش * چو اين عالم ندارد جز يكى بيش
بيان مثلهن از ابن عباس * شنو پس خويشتن را نيك بشناس
بيت اول سبت به بيت ثانى تمهيد مقدمه است ، كه تفهيم تعد و ارض بر مبتدى آسان گردد . مقصود آن است كه مشرق و مغرب مطلق عام يكى بيش نيست ، امّا تعددى كه پيدا شده است ، به اعتبار قطعات ارض است ، چنان كه در قرآن
« بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ »
87 هست ، چون