تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
همه در جنبش و دايم در آرام * نه آغاز يكى پيدا نه انجام
چنان كه گفته شد ، دايم چنين است .
همه از ذات خود پيوسته آگاه * و ز آنجا راه برده تا به درگاه
مقصود آنكه همه موجودات از ذات خود آگاهند ، آگاهى انسان از ذات خود ظاهر است كه چون است ، و آگاهى غير انسان به اعتبار آنكه هر شىء بود و هستى خود را كه هستم مىداند ، و اين لازمه وجود است ، آگاه از ذات خود بودن در ذوى الارادة ظاهر است ، و در غير ذوى الاراده به اعتبار آن است كه وجود دلالت بر بود و هستى مىكند ، نه آنكه حقيقت و ماهيت خود را مىداند ، ارادهء مثل چنين معنى در اصطلاحات اين طايفه بسيار است . چنان كه مولانا جلال الدين مىفرمايد :
مردمى كز وى همىآيد الست * جوهر اعراض مىكردند به دست
گر نمىآيد بلى ز ايشان ولى * آمدنشان از عدم باشد بلى 82
« و ز آنجا راه برده تا به درگاه » ، يعنى از آگاهى ذات خود انسان راه به درگاه حق مىبرد به دليل « من عرف نفسه فقد عرف ربه » 83 ، و غير انسان هم به دليل
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ »
. 84 بايد دانست كه از ذات راه به درگاه بردن غير انسان همان آگاه بودن است بود و هستى خود .
به زير پرده‌اى هر ذره پنهان * جمال جانفزاى روى جانان
بيايد دانست كه تعين و تشخص هر شىء است و جمال جانفزاى وجود مطلق است ، و روى جانان حقيقت موجودات . مقصود آنكه به زير تعين هر موجودى ، وجود مطلق پنهان است نزد غير عارف ، و جمال جانفزاى كه كنايت از اوست ، روى جانان را كه عبارت از حقيقت
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 87 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان