موجودات است ، هر دم جان مىافزايد به حسب ظهور و علوم و معارف .
« قاعده »
مقصود از قاعده اظهار اصول مسائل است بر سبيل تفصيل .
تو از عالم همين لفظى شنيدى * بيا برگو كه از عالم چه ديدى
عالم در اصطلاح علماى ظاهر ما سوا غير حق است ، و در اصطلاح حكماى صوفيه : ( . . . )
اين سخن نقل است از شيخ قدس سره .
چه دانستى ز صورت يا ز معنى * چه باشد آخرت چون است دنيا
صورتى كه مقابل معنى است ، هستى است وجدانى ، كه از عروض عوارض بر حقيقت واحد حاصل مىشود و مشاهده است به حواس ظاهر .
مفهوم و معنى هر صورت محسوس و معقول حقيقت همان صورت است ، چنان كه مفهوم و معانى حروف و كلمات حسنه ، همان حروف و كلمات است ، و آخرت عالم ارواح و معانى است ، و دنيا به حسب عرف خاص آن است كه رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود كه در جواب سايل « ما شغلك عن موالاك فهو دنياك و دينى » كه مقابل آخرت است ، عالم اجسام و عالم محسوسات است .
بگو سيمرغ و كوه قاف چه بود * بهشت و دوزخ و اعراف چه بود
سيمرغ اسم روح مطلق است ، و كوه قاف كه مكان سيمرغ است ، عبارت از جسم مطلق است ، و بهشت مقام و حالى است كه قطع مرتبه امكانى كرده شده باشد ، جميع اوصاف بهشت در آن حال و مقام مندرج است ،
« فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
، 85 اشارت است بر حال اهل