بهم جمع آمده در نقطهء خال * همه دور زمان روز و مه و سال
در نقطه خال كه آن دايم است ، جمعند . زيرا كه اينها همه تفصيل آن دايمند ، و همه مركبند از آثار متتاليه متعاقبه به قول اصح .
ازل عين ابد افتاد با هم * نزول عيسى و ايجاد آدم
اين معنى مظهر معنى سابق است ، شك نيست كه تنزل حيات ازلى كه عيسى عبارت از اوست ، مستلزم الحال آدم است كه ابد است ، و معنى ديگر ببايد دانست كه ازل هر شىء مرتبهء وجود علمى آن شىء است و ابدش مرتبهء وجود خارجى او ، پس در نزول عيسى و ايجاد آدم ، ازل عين ابد مىشود ، يعنى يكى مىشوند ، و اين نسبت به ايجاد همهء موجودات همچنين است ، مخصوص نيست و به نزول عيسى و ايجاد آدم .
ز هر يك نقطه دورى گشته داير * هم او مركز هم او در سير ساير 81
يعنى هر موجودى را از موجودات عالم سير و دورى دائم است ، از عدم به وجود و از وجود به عدم ، هم او به اعتبار حقيقت مركز است ، و به اعتبار عروض وجود اضافى در سير ساير .
ز هر يك نقطه زين دور مسلسل * هزاران شكل مىگردد مشكل
يعنى هر موجودى را به حسب سير و دور دايمى هزاران شكل و هيئت عارض مىشود در عبور مراتب ، تا به مرتبهء وجود خارجى رسيدن ، و در هر مرتبه آنچه لايق استعداد بوده باشد از صورت و معنى و غيرها .
اگر يك ذره را برگيرى از جاى * خلل يابد همه عالم سراپاى
نزد اين طايفه مقرر است ، كه همه عالم سراپاى موجود است به يك وجود ، و يك شخص كلى است ، و نام او انسان كبير است ، اگر يك جزوى را از انسان كبير از جاى به جاى نقل و تحويل كنند ، به حسب فرض وضع