عين قلب است ديده است ، يعنى دانسته است ، يعنى انسان كامل حق را جل و اعلى به ديده قلب و ديده معرفت ديده و دانسته است .
جهان انسان شد و انسان جهانى * از اين پاكيزهتر نبود بيانى
هرگاه انسان حقيقت عالم باشد ، جهان انسان صامت باشد ، و انسان جهان ناطق و حق نور هر دو
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
، 72 انسان از جهت علوّ مرتبه به سماوات معتبر شود ، و جهان را از جهت مرتبه اسفل و بعد كه دون مرتبه انسانى است به ارض تعبير كرده شده ، پس حق نور سماوات كه انسان است و نور ارض كه جهان باشد ، يعنى حقيقت عالم و آدم .
ببايد دانست كه نور را بر چهار چيز اطلاق مىكنند كه آن حقيقت و علم و وجود و شهود است ، و اينجا مراد به نور حقيقت است و اين ظاهر است نزد واقفان اصطلاح اين علم .
چو نيكو بنگرى در اصل اين كار * هم او بيننده هم ديده است و ديدار
يعنى چون نيك بدانى اصل آفرينش را بدانى ، كه همهء موجودات مظهر جلوهگاه اوست امّا در هر يكى به صفتى كه مقتضاى حقيقت محلّش باشد ، پس او هم بيننده و هم ديده و هم ديده و ديدار باشد ، چنان كه مفهوم حديث است .
حديث قدسى اين معنى بيان كرد * و بى يبصر و بى يسمع عيان كرد 73
اين سخن كه گفته شد ، خدا خود مىفرمايد ، و اين حديث مشهور است . قال اللّه تعالى ، « لا يزال العبد يتقرب الىّ بالنوافل حتى احبه فاذا احببته كنت سمعه و بصره و لسانه و يده و رجله فبى يسمع و بى يبصر و بى ينطق و بى يبطش و بى يسعى و فى رواته و بى تمشى » 74