تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
عدم آيينه هستى است مطلق * كز او پيداست عكس تابش حق
ببايد دانست كه عدم بر دو قسم است ، عدم مطلق و عدم مضاف ، و اينجا عدم مضاف مراد است كه آن را صوفيه محققين عين ثابته خوانند ، و حكما ماهيت و متكلمين وجود علمى . و معنى عدم مضاف آن است كه نابود را شىء اسناد اضافه كنند از حيثيتى ، و هستى را نيز اضافت كنند از حيثيتى ديگر ، مثل آنكه گوييم كه خوشه گندم در دانه گندم نيست ، يعنى بالفعل نيست ، و هست ، يعنى هست بالقوه ، پس هست و نيست به خوشه گندم اسناد و اضافت كرده‌ايم هر يكى را از حيثيتى . مىفرمايد كه « عدم آيينه هستى است مطلق » ، يعنى عين ثابتهء مطلق موجودات آيينه وجود مطلق است ، بدان معنى كه وجود مطلق است كه ظاهر شده است به وجود اعيان ، اعم از آنكه خارجى يا غير خارجى باشد .
« كز او پيداست عكس تابش حق »
، يعنى از آيينه پيداست عكس ظهور حق ، مراد به عكس ظل است ، و ظل وجود اضافى است . پس معنى آن شد كه از عين ثابته پيدا مىشود ظل ظهور حق ، و ظل ظهور حق وجود عام است ، كه مضاف است به مطلق موجودات ، و آن را ظاهر وجود مطلق نيز مىگويند . و معنى ديگر آن است كه باطن وجود مطلق آيينه ظاهر وجود مطلق است ،
« فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى »
65 و معنى ديگر آن است ، كه مراد به عدم مضاف آن است پيش از آنكه معرفت حق حاصل كند در مرتبه عدم است ، تا از مرتبه جهل و وهم به در نيايد موجود به وجود حقيقى نمىشود ، از او كه انسان است ، پيداست عكس تابش حق ، كه آن علم و معرفت و دانش و بينش است .
عدم چون گشت هستى را مقابل * در او عكسى شد اندر حال حاصل