تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
محسوس از جهت تفهيم مبتدى .
سياهى گر بدانى نور ذات است * به تاريكى درون آب حيات است
كثرت و تعدد مظهر اسما و صفات را به اعتبار عدم تفصيل و عدم امتياز سياهى گفته‌اند ، يعنى وجود موجودات مطلقا نور وجود مطلق است كه منبسط شده است ، « الظاهر عنوان الباطن » مصدق همين است . به تاريكى كه آن كثرت و تعدد وجود اضافى است درون آب حيات است كه آن حقيقت وجود مطلق است . معنى ديگر مر اين بيت را آن است ، كه ادراك حقايق و معانى و معارف و مشاهده وجه باقى در اين مظاهر و مشارق تنزلات آب حيات است ، و يك معنى ديگر آن است ، كه فناى اختيارى سالك را سياهى خوانده‌اند ، يعنى فناى ذاتى اختيارى سالك موجب بقاى ذات اوست ، كه آن عين نور است ، « به تاريكى درون آب حيات است » ، يعنى فناى درون ذاتى اختيارى سالك بقا نيست ، كه آن عين آب حيات است .
سيه جز فايض نور بصر نيست * بصر بگذار كاين جاى نظر نيست
سيه كنايت از نور ذات حق است ، در مرتبه وحدت صرف جز فايض نور بصر نيست ، بدان معنى كه قوا و حواس ظاهرى ادراك آن نمىكند ، مصرع ثانى همين بيت مقوى همين معنى است ، و مخاطب آن سالك است كه گرد امكانى از وجود خود دور نكرده باشد هنوز .
چه نسبت خاك را با عالم پاك * كه ادراك است عجز از درك ادراك
در بيت سابق فرمود كه بصر كه از حواس ظاهر است و نظر كه عبارت از علوم مكتسب است ، ادراك كنه ذات كه آن وحدت صرف است نمىكند ، و در اين بيت مىفرمايد كه :
« چه نسبت خاك را با عالم پاك »
يعنى هيچ نسبتى نيست وجود و تعين سالك ممكن را در قوا و حواس و علوم