تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
فرشته گرچه دارد قرب درگاه * نگنجد در مقام لى مع اللّه 61
يعنى در مرتبه وحدت و مقام مشاهده ، احتياج به پيغام و واسطه نمىباشد ، احتياج به پيغام و واسطه در وقتى است كه دانا به مرتبه وحدت و مقام مشاهده نرسيده باشد .
چو نور او ملك را پر بسوزد * خرد را جمله پا و سر بسوزد
يعنى در حالتى كه تجلى ذاتى و انكشاف حقيقت باشد وسائط نماند ، خواه كه خرد باشد ، خواه ملك . ملك را پر بسوزد و خرد جمله فانى شود اندر محل .
بود نور خرد در ذات انور * بسان چشم سر در چشمهء خور
در اين بيت اگر چه به حسب لفظ دغدغهء هست ، اما مقصود شيخ آن است ، كه نور خرد كه آن ادراك عقل است ، در درك وجود حق و ذات حق روشن‌تر است ، به اعتبار عدم كثرت مظاهر اسما و صفات ، همچنان‌كه چشم سر در ديدن قرص خورشيد ، چنان نور و خورشيد و روشنايى او در چشم سر غلبه مىكند ، كه چشم سر ادراك قرص خورشيد نمىتواند كرد ، و عاجز مىشود از ادراك . عقل نيز چنين است ، كثرت ظهور وجود مظاهر تنزلات مانع ادراك عقل مىشود .
چو مبصر در بصر نزديك گردد * بصر ز ادراك او تاريك گردد 62
معنى اين بيت توضيح سابق مىكند ، مبصر اسم مفعول است ، چيزى را مىگويند كه چشم سر مشاهده او كند ، آن چيز اگر نزديك مىشود به چشم سر به حيثيتى كه هيچ بعد نماند ميان چشم و ميان آن چيز ، چشم سر عاجز شود ، از ديدن آن چيز ، همچنان‌كه غايت قرب آن چيز اينجا مانع ديدن چشم سر مىشود ، غايت قرب حق نيز مانع ادراك حق مىشود . شيخ آن معنى را تشبيه كرده است به اين معنى ، تشبيه معقول است به