علم است ، مىتوان ديد به بصيرت باطن ، و در آخرت مىتوان ديد به بصيرت بصر بىحجاب .
رمد دارد دو چشم اهل ظاهر * كه از ظاهر نبينند جز مظاهر
رمد درد چشم را مىگويند ، كه چشم را ضعيف و تاريك مىسازد ، چشم اهل ظاهر از جهت زنگ تقليدات و كثرت كدورات و قيل و قال چشم ادراك ايشان ضعيف و نابيناست ، به حيثيتى كه از ظاهر وجود موجودات جز مظهريت معلوم نيست مر ايشان را ، يعنى ادراك حقيقت و ماهيّت موجودات و ادراك مراتب ايشان نمىتوانند كرد ، كه
« أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ »
، 57 يعنى علماى اهل كلام كه علماى ظاهراند ، ايشان را ذوق توحيد حق نيست ، و در وادى ظلمتآباد و جهل مركب خود گرفتاراند ، از جهت عقايد تقليدات و كثرت كدورات باطن و تعصب ظاهر و اشتغال به امور دنيا .
در او هر چه بگفتند از كموبيش * نشانى دادهاند از ديدهء خويش
يعنى هر طايفهاى كه در معرفت حق و در وحدت او سخنى گفتهاند از مرتبه و دانش و بينش خود نشانى و خبرى دادهاند ، نه آنكه او را شناختهاند .
منزه ذاتش از چند و چه و چون * تعالى شأنه عما يقولون 58
يعنى ذات حق منزه است از تعدد و كيفيت و چگونگى ، خداى تعالى برتر است ، و جناب او عالىتر است ، از آنچه اين طايفه گفتهاند و اكنون مىگويند .
سؤال :
كدامين فكر ما را شرط راه است * چرا گه طاعت و گاهى گناه است
اين سؤال اشاره مىشود به تعين مقصد ارباب سلوك ، از اين جهت شيخ در جواب تعيين كرد كه « در آلا فكر كردن شرط راه است ولى در ذات