تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
سؤال 13 [ چه جزو است آنكه او از كلّ فزون است ؟ طريق جستن آن جزو چون است ؟ ]
چه جزو است آنكه او از كلّ فزون است ؟ * طريق جستن آن جزو چون است ؟

جواب

وجود آن جزو دان كز كلّ فزون است ؟ * كه موجود است كلّ وين باژگون است
بود موجود را كثرت برونى * كه از وحدت ندارد جز درونى
وجود كل ز كثرت گشت ظاهر * كه او در وحدت جزو است ساتر
ندارد كل وجودى در حقيقت * كه او چون عارضى شد بر حقيقت
چو كل از روى ظاهر هست بسيار * بود از جزو خود كمتر به مقدار
نه آخر واجب آمد جزو هستى * كه هستى كرد او را زيردستى
وجود كل كثير واحد آيد * كثير از روى كثرت مىنمايد
عرض شد هيبتى كان اجتماعيست * عرض سوى عدم بالذّات ساعيست
به هر جزوى ز كل كان نيست گردد * كل اندر دم ز امكان نيست گردد
جهان كل است و در هر طرفة العين * عدم گردد « و لا يبقى زمانين »
دگرباره شود پيدا جهانى * به هر لحظه زمين و آسمانى
به هر لحظه جوان اين كهنه پير است * به هر دم اندرو حشر و نشير است
در آن چيزى دو ساعت مىنپايد * در آن لحظه كه مىميرد بزايد
و ليكن طامه الكبرى نه اين است * كه اين يوم العمل و آن يوم دين است
از آن تا اين بسى فرق است زنهار * به نادانى نكن خود را گرفتار
نظر بگشاى در تفصيل و اجمال * نگر در ساعت و روز و مه و سال

تمثيل

اگر خواهى كه اين معنى بدانى * ترا هم هست مرگ و زندگانى
ز هرچ آن در جهان از شيب و بالاست * مثالش در تن و جان تو پيداست
جهان چون تست يك شخص معيّن * تو او را گشته چون جان او ترا تن
سه گونه نوع انسان را ممات است * يكى هر لحظه و آن بر حسب ذات است
دو ديگر زان ممات اختيارى است * سيم مردن مر او را اضطرارى است
چو مرگ و زندگى باشد مقابل * سه نوع آمد حياتش در سه منزل
جهان را نيست مرگ اختيارى * كه آن را از همه عالم تو دارى
ولى هر لحظه مىگردد مبدّل * در آخر هم شود مانند اوّل