تويى تو نسخه نقش الهى * بجو از خويش هر چيزى كه خواهى
سؤال 9 [ كدامين نقطه را نطق است « انا الحق ؟ » چه گويى هرزه بود آن رمز مطلق ؟ ]
كدامين نقطه را نطق است « انا الحق ؟ » * چه گويى هرزه بود آن رمز مطلق ؟
جواب
انا الحق كشف اسرار است مطلق * به جز حق كيست تا گويد انا الحق ؟
همه ذرات عالم همچو منصور * تو خواهى مست گير و خواه مخمور
در اين تسبيح و تهليلند دايم * بدين معنى همه باشند قايم
اگر خواهى كه گردد بر تو آسان * « و ان من شىء » را يك ره فروخوان
چو كردى خويشتن را پنبهكارى * تو هم حلاج وار اين دم برآرى
برآور پنبه پندارت از گوش * نداى واحد القهار بنيوش
ندا مىآيد از حق بر دو امّت * چرا گشتى تو موقوف قيامت
در آ در وادى ايمن كه ناگاه * درختى گويدت « انّى انا اللّه »
روا باشد « انا الحق » از درختى * چرا نبود روا از نيكبختى
هر آنكس را كه اندر دل شكى نيست * يقين داند كه هستى جز يكى نيست
انا نيّت بود حق را سزاوار * كه هو غيب است و غايب وهم و پندار
جناب حضرت حق را دويى نيست * در آن حضرت من و ما و تويى نيست
قاعدة
من و ما و تو و او هست يك چيز * كه در وحدت نباشد هيچ تمييز
هر آن كو خالى از خود چون خلا شد * « انا الحق » اندرو صوت و صدا شد
شود با وجه باقى غير هالك * يكى گردد سلوك و سير و سالك
حلول و اتحاد از غير خيزد * ولى وحدت همه از سير خيزد
تعيّن بود كز هستى جدا شد * نه حق شد بنده نه بنده خدا شد
حلول و اتحاد اينجا محال است * كه در وحدت دويى عين ضلال است
وجود خلق و كثرت در نمود است * نه هر چه مىنمايد عين بود است
تمثيل
بنه آيينهاى اندر برابر * درو بنگر ببين آن شخص ديگر
يكى ره باز بين تا چيست آن عكس ؟ * نه اينست و نه آن پس كيست آن عكس ؟
چو من هستم به ذات خود معيّن * نمىدانم چه باشد سايه من
عدم با هستى آخر چون شود ضمّ * نباشد نور و ظلمت هر دو با هم