تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
است نه از كفر لغوى و كفر باطل . يكى از عزيزان ، كفر باطل ، و كفر حقيقى را در سلك نظم كشيده . چنين تفرقه فرموده كه : « كفر باطل حق مطلق را به خود پوشيدن است » ، يعنى امّا موجود اثبات وجود است بر خود ، شريك در وجود لازم آيد ، و اين كفر باطل است ، « كفر حق ، خود را به حق پوشيدن است اى پرهنر » ، يعنى سلب وجود كردن است از خود ، و از مطلق موجودات ، و اين عين توحيد است و اسقاط اضافات ، « تا تو دربند خودى حق را به خود پوشيده‌اى » ، اين كفر باطل است ، با چنين كفرى ز كفر تا كجا يا بى خبر ، يعنى با وجود اثبات وجود خود از فناى فى اللّه خير نتوان يافت ، و كفر لغوى پوشيده چيزى است به چيزى ، ازاين‌جهت دهقان را كافر مىگويند ، كه دانه‌هاى گندم و جو و غير اين‌ها را در زير زمين پنهان مىسازد ، پس هر كه اثبات وجود غير حق كند ، مشرك باشد ، و كافر به كفر باطل . اين كلام بيان اقسام كفر است بر سبيل اجمال .
ريا و سمعه و ناموس بگذار * بيفكن خرقه و بر بند زنار
چو پير ما شو اندر كفر فردى * اگر مردى بده دل را به مردى
مجرد شو زهر اقرار و انكار * به ترسازاده اى دل ده به‌يك‌بار

اشاره به ترسا بچه

بت و ترسا بچه نورى است با هر * كه از روى بتان دارد مظاهر
كند او جمله دلها را وثاقى * گهى گردد مغنى گاه ساقى
زهى مطرب كه از يك نغمه خوش * زند در خرمن صد زاهد آتش
زهى ساقى كه او را يك پياله * كند بى خود دو صد هفتادساله
رود در خانقه مست شبانه * كند افسون صوفى را فسانه