ابيات " برگرفته از متن شرح " گلشن راز
ز جزوى سوى كلى يك سفر كرد * وزآنجا باز بر عالم گذر كرد
جهان را ديد امرى اعتبارى * چو واحد گشته در اعداد سارى
جهان خلق و امر از يك نفس شد * كه هم آن دم كه آمد باز پس شد
ولى آن جايگه آمد شدن نيست * شدن چون بنگرى جز آمدن نيست
به اصل خويش راجع گشت اشيا * همه يك چيز شد پنهان و پيدا
تعالى الله قديمى كو به يك دم * كند آغاز و انجام دو عالم
جهان خلق و امر اينجا يكى شد * يكى بسيار و بسيار اندكى شد
همه از وهم تست اين صورت غير * كه نقطه دايره است از سرعت سير
يكى خط است از اول تا به آخر * برو خلق جهان گشته مسافر
در اين ره انبيا چون ساربانند * دليل و رهنماى كاروانند
وز ايشان سيّد ما گشته سالار * هم او اول هم او آخر در اين كار
احد در ميم احمد گشت ظاهر * در اين دور آمد اول عين آخر
برو ختم آمده پايان اين راه * در و منزل شده ادعوا الى اللّه
مقام دلگشايش جمع جمع است * جمال جانفزايش شمع جمع است
شده او پيش و دلها جمله در پى * گرفته دست جانها دامن وى
در اين ره اوليا باز از پس و پيش * نشانى مىدهند از منزل خويش
به حد خويش چون گشتند واقف * سخن گفتند در معروف و عارف
يكى از بحر وحدت گفت انا الحق * يكى از قرب و بعد سير زورق
يكى را علم ظاهر بود حاصل * نشانى داد از خشكى و ساحل
يكى گوهر برآورد و هدف شد * يكى بگذاشت آن نزد صدف شد