تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
زبان سوسن او جمله گويا است * عيون نرگس او جمله بيناست
تأمل كن به چشم دل يكايك * كه تا برخيزد از پيش تو اين شك
ببين منقول و معقول و حقايق * مصفى كرده در علم دقايق
به چشم منكرى منگر در او خوار * كه گلها گردد اندر چشم تو خار
نشان ناشناسى ناسپاسى است * شناساى حق اندر حق‌شناسى است
غرض زين جمله آن كز ما كند ياد * عزيزى گويدم رحمت بر او باد
به نام خويش كردم ختم پايان * الهى عاقبت محمود گردان
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 220 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان