تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
بدان خوبى رخ خوبت كه آراست * كه گشتى بت‌پرست ار حق نمىخواست
همو كرد و همو گفت و همو بود * نكو كرد و نكو گفت و نكو بود
يكى بين و يكى و يكى گوى و يكى دان * بر اين ختم آمد اصل و فرع ايمان
نه من مىگويم اين بشنو ز قرآن * تفاوت نيست اندر خلق رحمان
تفاوت نابودن دال است بر وحدانيت حق ، كه اگر تفاوت ثابت شود ، تعدد إله لازم آيد ، و اين ظاهر است .

اشارت به زنار :

سائل در سؤال از معانى مصطلح بت و زنار و ترسايى پرسيده بود ، شيخ اشارت فرمودند ، كه معنى مصطلح بت چيست ، اكنون اشارت مىفرمايد به معنى مصطلح زنار ؛
نظر كردم بديدم اصل اين كار * نشان خدمت آمد عقد زنار
نباشد اهل دانش را معول * زهر چيزى مگر بر وضع اوّل
تعويل باز گردانيدن هر شىء است بر وضع اوّل ، چون چنين بود ، شيخ در جواب سائل فرمود ، كه زنار در اصل وضع از بهر خدمت است ، پس كفر نباشد .
ميان دربند چون مردان به مردى * در آدر زمره اوفوا بعهدى 285
به رخش علم و چوگان عبادت * ز ميدان درربا گوى سعادت
ترا از بهر كارى آفريدند * و گرچه خلق بسيار آفريدند
پدر چون علم و مادر هست اعمال * بسان قرة العين است احوال
نباشد بىپدر انسان شكى نيست * مسيح اندر جهان بيش از يكى نيست
معنى ظاهر اين بيت بىدغدغه نيست ، امّا مقصود آن است ، كه انسان بىپدر نمىتواند بود ، اگر مراد به مسيح شخص انسان است ، البته او را
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 213 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان