تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
خودى خود منزه شود ، اين عين توحيد است ، و عين اسقاط اضافات . چنان كه گفته‌اند ؛
نشانى داده‌اندت از خرابات * كه التوحيد اسقاط الاضافات
خرابات از جهان بىمثالى است * مقام عاشقان لاابالى است
خرابات آشيان مرغ جان است * خرابات آستان لا مكان است
جهان بىمثال مرغ ، و آستان لا مكان خرابات است به اعتبار آنكه در اين‌ها تعين معينى نيست ، تعين مطلقا مرتفع است .
خراباتى خراب اندر خراب است * كه در صحراى او عالم سراب است
يعنى در نظر اهل خرابات تعين و بشريت خود را و عالم ظاهر نمودى بيش نيست .
خراباتى است بىحد و نهايت * نه آغازش كسى ديده نه غايت
اگر صد سال در وى مىشتابى * نه كس را و نه خود را بازيابى
گروهى اندر او بىپا و بىسر * همه نه مؤمن و نه نيز كافر
يعنى گروهى از سالكان در ره دعوى فناى بشريت و نيستى سلب اختيار بالا و پستى از خود كرده ، و به ايمان حقيقى رسيده و نارسيده ، و از مرشد كامل ارشاد نيافته ، ميزان و مميّز به دست نياورده ، و به مقام اطمينان قلب نارسيده ، دعوى تجليات ربانى و معارف سبحانى كرده‌اند ، مقصود شيخ انكار اين كرده است ، بر ناظران اين ابيات بعد از تأمل ، اين معنى ظاهر خواهد شد از اينجا تا آخر همين اشارت ، اين معنى صريح است . چنان كه مىفرمايد ؛
شرابى خورده هر يك بىلب و كام * فراغت يافته از ننگ و از نام
يعنى مشغول تجليات ربانى شده‌اند بىارشاد كامل مكمل ، چنان كه گفته شد .
شراب بىخودى در سر گرفته * به ترك جمله خير و شر گرفته