تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
عقيده بر اين است . ازاين‌جهت شيخ جواب سائل بر وجهى گفته است كه بطلان عقيدهء زمرهء سابق هم ظاهر گردد . مىفرمايد كه ؛
بت اينجا مظهر عشق است و وحدت * بود زنار بستن عقد خدمت
بت اينجا يعنى در كوى خرابات كه رفع تعين شخص و فناى بشريت است . همه ابيات آتيه اين جواب ناطق است بر اين معنى .
چو كفر و دين بود قايم به هستى * شود توحيد عين بت‌پرستى
چو اشيا هست هستى را مظاهر * از آن جمله يكى بت باشد آخر
نكو انديشه كن اى مرد عاقل * كه بت از روى هستى نيست باطل
بدان كه ايزد تعالى خالق اوست * ز نيكو هر چه صادر گشت نيكوست
وجود آنجا كه باشد محض خير است * اگر شرى است در وى آن ز غير است
مسلمان گر بدانستى كه بت چيست * بدانستى كه دين در بت‌پرستى است
و گر مشرك ز بت آگاه گشتى * كجا از دين خود گمراه گشتى
نديد او از بت الّا خلق ظاهر * بدين علت شد اندر شرع كافر
تو هم گرز و نبينى حق پنهان * به شرع اندر نخوانندت مسلمان
ز اسلام مجازى گشته بيزار * كه را كفر حقيقى شد پديدار
درون هر بتى جانى است پنهان * به زير كفر ايمانى است پنهان
هميشه كفرد در تسبيح حق است * و ان من شىء اينجا اين چه دق است
از تسبيح گفتن اشيا مر حق را لازم مىآيد ، كه حق بر همه اشيا ظاهر گردد ، و اين ظهور حق بر همه اشيا كفر است ، امّا كفر لغوى ، از جهت آنكه از ظهور حق بر صور همه اشيا لازم مىآيد ، كه حق محجوب شود ، از جهت كثرت مظاهر ، اين بيت نسبت به ابيات سابق اجنبى است ، ازاين‌جهت شيخ عذر مىگويد و آن عذر اين است كه ؛
چه مىگويم كه دور افتادم از راه * فذر هم بعد ما جاءت قل اللّه 284
بعد از عذر ، باز به سر سخن مىآيد ، و مىگويد كه ؛