در ابد مظهر اسم المضل واقع شود ، حجاب ظلمت او را بهتر است از نور ، نظر به آن تقدير ازلى ، نه آنكه فى نفس الامر حجاب ظلمت از نور بهتر باشد نسبت به احدى از آحاد ، خصوصا به كسى كه از درگاه حق دور باشد .
چو آدم راز ظلمت صد مدد شد * ز نور ابليس ملعون ابد شد
معنى ظاهر اين بيت موهم غير مقصود است ، از بهر آنكه شيخ چنين فرموده است ، كه كسى كه از درگاه حق دور شده باشد حجاب ظلمت او را بهتر است از نور ، و حال آنكه آدم را از حجاب ظلمت صد مدد شده است ، پس آدم از درگاه حق دور باشد ، مقصود از اين بيت اين است ، بلكه اين بيت بر سبيل تمثيل گفته است .
اگر آيينه دل راز دوده است * چو خود را بيند اندر وى چه سود است
ز رويش پرتوى چون بر مىافتاد * بسى شكل حبابى به روى افتاد
يعنى از مظهر كونى عينى توفيقى و تأييد رحمانى مىشود ، و سالك را در تجليات الهى چنان كه تمام موجودات عالم به شكل حباب نزد او ظاهر است ، كه چيست ، يعنى نمود بىبود .
جهان جان در آن شكل حباب است * حبابش اوليائى را قباب است
معنى اين سخن ظاهر است ، و اشارت مىشود به اين كلام كه « اوليائى تحت قبائى » ، ( 283 ) مراد به حباب تعينات موجودات است .
شده زو عقل كل حيران و مدهوش * نهاده نفس كل را حلقه در گوش
همه عالم چو يك خمخانه اوست * دل هر ذرهاى پيمانه اوست
يعنى همه موجودات كونى مظهر تجليات الهى است .
خرد مست و ملايك مست و جان مست * هوا مست و زمين و آسمان مست
فلك سرگشته از وى در تكاپوى * هوا در دل به اميد يكى بوى
ملايك خورده صاف از كوزه پاك * ز جرعه ريخته دردى بر اين خاك
عناصر گشته زان يك جرعه سرخوش * فتاده گه در آب و گه در آتش