تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
است ، خال سياه كنايت است از ذات مطلق ، و مراد به رخ مظهر عينى كونى است . چنان كه شيخ فرمود خال سياه كه بر رخ محبوب است ، كنايت است از ذات مطلق ، و مراد به رخ مظهر عينى كونى است ، چنان كه شيخ فرمود خال سياه كه بر رخ محبوب است ، كنايت است از ظهور و بروز ذات مطلق ، بر مظهر عينى كونى او . ما حصل سخن آنكه حصول ظهور و ادراك اين معنى ، اوّلا در باطن كامل به يكى از دو طريق ميسر است يكى آنكه پرتو عكس معارف سبحانى اوّلا به القا و الهام ربانى است ، و مذهب شيخ عراقى اين است .
ز عكس خال او دل گشت پيدا * و يا عكس دل آنجا شد هويدا
« ز عكس خال او دل گشت پيدا »
اداى اين معنى مىكند ، يعنى اوّل ظهور ذات موجود مطلق پرتو عكسى انداخته است ، بر باطن كامل ، و از آن عكس ، دل پيدا گشته ، كه آن منظر ربانى است ، و يكى طريق ديگر آنكه اوّل حصول اين معارف و ادراك در باطن كامل به سبب پرتو عكس ادراك كامل است از ذات كامل .
« و يا عكس دل آنجا شد هويدا »
، همين معنى دارد ، يعنى اول باطن كامل پرتو عكس ادراك انداخته است ، بر منظر عينى كونى ، و به مقام مشاهده رسيده ، يعنى حصول معارف مر كامل را اوّل از ذات خود است ، چون چنين بود ، شيخ مىفرمايد ، كه بر من پوشيده شده است اين حالت ، كه كدام از اين دو طريق مقدم است فى الحقيقة ، اگر سالكى رجوع به باطن خود كرده ، به انصاف در آيد ، مىداند كه خفائى دارد اين معنى ، گوييا كه شيخ را ميل به طريق ثانى هست . ازاين‌جهت مىفرمايد ،
اگر هست اين دل ما عكس آن خال * چرا مىباشد آخر مختلف حال
جواب سؤال آن است ، كه اختلاف دل ، منافى عكس بودن نيست ، بلكه اختلاف دل دلالت مىكند ، بر آنكه دل عكس خال باشد ، از بهر آنكه
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 205 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان