تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
خود كرده ، و مىفرمايد ؛
كسى گر خطش از روى نكو ديد * دل من روى او در خط او ديد
مگر رخسار او سبع المثانى است * كه هر حرفى از او بحر معانى است
يعنى رخسار محبوب ، مظهر صفات سبعه است ، و هر صفتى از صفات سبعه بحر معانى بيكران است . چنان كه خود مىفرمايد ؛
نهفته زير هر مويى از و باز * هزاران بحر علم از عالم راز
ببين بر آب قلب عرش رحمان * ز خط و عارض زيباى جانان

اشاره به خال :

يعنى اشارت به جواب سؤال سايل ، بر سبيل تفصيل ، مراد به خال اينجا ذات مطلق است .
بر آن رخ نقطهء خال بسيط است * كه اصل مركز و دور محيط است 276
گفته شد ، كه مراد به رخ مظهر است ، و مراد به خال ذات مطلق ، بساطش ظاهر است ، زيرا كه بسيط به دو معنى آمده است ، يكى آنكه او را جزو نبود اصلا ، و يكى ديگر آنكه او را اجزاى مختلف الطبائع نباشد ، و اين هر دو نسبت به حضرت ذات مطلق محال است ، اصل مركز است ، يعنى مركز اصلى اوست ، و اصل دور محيط است ، يعنى محيط دور ظاهر عنوان الباطن بر تخت مظهر رخ به تمام صفت كمال آراسته ، ظاهر و هويدا گشت ، چنان كه مشاهده است . كما قال المحقق :
عروس حسن ترا هيچ در نمىيابد * به گاه جلوه مگر ديده تماشايى
باز آمديم به سر سخن شيخ مىفرمايد كه ؛
از او شد خط دور هر دو عالم * وز او شد خط نقش قلب آدم 277
از آن خالش دل پرخون تباه است * كه عكس نقطهء خال سياه است 278
گفته شد كه مراد به نقطه خال ، ذات مطلق است و شيخ مىفرمايد ،