تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
چو از چشم و لبش انديشه كردند * جهانى مىپرستى پيشه كردند
انديشه چشم محبوب موجب مىپرستى مىشود و از اين ظاهر است ، به جهت مناسبت ، امّا انديشه لب محبوب كه موجب مىپرستى مىشود ، اگر چه جهات متعدده متصور است ، ولى اعظم جهات آن خواهد بود ، كه لب محبوب مظهر آثار صفات جمالى است ، چنان كه سابقا شيخ فرمود ، و چون مظهر آثار صفات جمالى است ، چنان كه سابقا شيخ فرمود ، و چون مظهر آثار صفات جمال باشد ، عفو جرايم مستان و عاشقان ملاحظه خواهد بود ، از لب محبوب كه آن است موجب اعظم مىپرستى ، چنان كه ايتام و گدايند ، ظاهرا اگر خوف درّه ، و خوف حبس و زندان و جرم ديوان نباشد ، يك زمان از مى خالى نخواهند بود .
نيايد از دو چشمش جمله مستى * در و چون آيد آخر خواب و مستى 267
وجود ما همه مستى است يا خواب * چه نسبت خاك را با رب ارباب
خرد دارد از اين صد گونه اشگفت * كه و لتصنع على عينى كه را گفت 268
« چرا گفت » هم مىشايد ، امّا نظر به مفهوم ظاهر آيت « كرا گفت » اظهر است ، از بهر آنكه حق سبحانه و تعالى ، در حق موسى عليه السلام مىفرمايد ، كه
« وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي »
269 ، ترجمه ظاهر اين آيه آن است ، حق تعالى مىفرمايد ، كه القى كردم ، بر موسى محبتى از خود تا موسى مصنوع شود بر عين من ، شيخ مىفرمايد ؛ كه خرد از اين معنى متعجب است ، كه موسى در آن زمان موجود نبود القا چگونه متصور شود ، پس « و لتصنع على عينى » ، « كرا گفت » اظهر باشد ، بنا بر معنى ظاهر آيت ، امّا نظر به معنى كه محتمل لفظ آيت است ، « چرا گفت » هم شايد بعد از تأمل در معنى آيت نزد ناظر ظاهر گردد . « اشارت به زلف » يعنى اشارت به جواب سؤال سائل ، چون سائل از زلف سؤال كرده بود .