بعد از ثبوت و تحقق تحقيق ، حمل به گزاف كردن احوال اهل تحقيق دليل بلاهت و حماقت قائل به گزاف است ، و اين بس ظاهر است ، كه هر كس را قابليت فهم آن اسرار نيست ، و بر تقدير قابليت نيز موقوف است ، بر بسى شرائط . كما قال المحقق :
تا خون نكنى ديده و دل پنجه سال * هرگز ندهند راهت از قال به حال 260
اكنون آمديم به سر سخن شيخ ، مىگويد كه وضع الفاظ و معانى و على الاجمال بگفتم ، اگر كسى را فهم وقوفى بر اصطلاحات باشد ، بداند ، كه چه گفتيم ، و غرض چه بود .
بگفتم وضع الفاظ و معانى * ترا سر بسته گردانى بدانى
نظر كن در معانى سوى غايت * لوازم را رعايت كن يكايك
يعنى نظر كن در معانى كه به حسب ذوق در باطن تو پيدا شده است ، و تو مىخواهى كه آن معانى را لباسى و صورتى و حرفى و صوتى درپوشانى ، مناسبت را رعايت كن ميان آن معانى معقوله و ميان الفاظ و كلماتى كه از براى امور محسوسه موضوعاند به وجهى اكمل ، و نزديكتر تشبيه مىكن و از وجوه ابعد احتراز و اجتناب مىنمايى ، محمول نشود بر غلط . چنان كه خود مىفرمايد ؛
به وجهى خاص از آن تشبيه مىكن * ز ديگر وجهها تنزيه مىكن
چو شد اين قاعده يكسر مقرر * نمايم زان مثالى چند ديگر
يعنى اشاره كرده مىشود ، به آنكه در عرف و اصطلاح صوفيه از چشم و لب چه مىخواهند ، چون سايل از اينها سؤال كرده بود ، اين زمان جواب مىفرمايد بر سبيل تفصيل .
نگر كز چشم و از لب چيست پيدا * رعايت كن لوازم را بدينجا
غرض و مقصود آن است كه در عرف و اصطلاح اين طايفهء عظيم الشأن آن است كه سخنان به رمز و كنايه ادا كرده مىشود ، كه تا هر