اختيار جبرئيل است ، ازاينجهت گفتهاند ، كه اسما اللّه توفيقى است ، پس هر چه صاحب شرع اذن داده باشد ، اطلاق توان كرد ، و گرنه ، نى ، مگر صاحب دل را كه در سه حالت رخصت است ، در اطلاق لفظى و اراده معنى خاص ، يا اطلاق هر لفظى و هر اسمى بر هر معنى و هر مسمايى كه خواهد . از بهر اين شيخ مىفرمايد ؛
ولى تا به خودى زنهار زنهار * عبارات شريعت را نگهدار
كه رخصت اهل دل را در سه حال است * فنا و سكر و سه ديگر دلال است
هر آنكس كو شناسد اين سه حالت * بداند وضع الفاظ و دلالت
ترا چون نيست احوال مواجيد * مشو كافر به نادانى و تقليد
احوال مواجيد يكى فناى تام است ، سالك در فناى تام هر چه گويد ، و هر چه كند ، نه به خود كند ، بل افعال و اقوال او به حسب الهام ربانى و يا جذبات سبحانى خواهد بود ، ازاينجهت او را رخصت است ، و دوم حالت مجد ، سكر عرفان است ، در سكر عرفان سالك نيز چنين است كه گفته شد ، ز نيكو هر چه صادر گشت نيكوست ، و سيم حالت مجد آن است ، كه صاحب دل دلالت را دانسته باشد ، و دلالت دواست ، يكى دلالت الفاظ و كلمات است بر معانى به حسب ذات نه به وضع اصطلاحات ، و آن را دلالت ذاتى گويند ، و فهم اين معنى خاصهء اولياست عليهم السلام ، و دوم دلالت مطابقى و تضمينى و الزاميست و حقيقت و مجاز را هم بداند ، و اقسام استعاره و كنايت را هم معلوم كند ، چنان كه اصطلاح اهل لسان باشد ، تا در اداى معنى و تعبيرش الفاظ غلط واقع نشود ، و چون هر طايفه را اصطلاح خاصى است ، تا اصطلاح آن طايفه ندانند ، از علم آن طايفه سخن نبايد گفت ، تا محمول نشود بر غلط . شيخ ازاينجهت مىگويد كه ؛
مجازى نيست احوال حقيقت * به هر كس نايد اسرار طريقت
گزاف اى دوست نايد ز اهل تحقيق * مر اين را كشف بايد يا كه تصديق