تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
« فيبقى كل شىء له آية * تدل على انّه واحد » ، 256
اين سخن به غايت دقيق است ، امّا نزد واقفان و فايزان اسرار و معانى اين سخن آن است ، كه حق سبحانه و تعالى نسبت به هر موجودى به تمام اسما و صفات و ذات متجلى است نه به بعضى دون بعضى ، و اگر نه تجريد و انقسام واحد حقيقى لازم آيد ، پس وحدت هر موجودى دال باشد بر وحدانيت حق فى الحقيقة ، امّا درك اين معنى موقوف است به بسى مقدمات و تمهيدات كه استحصال آن جز به عنايت
« وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ »
257 و عليه التكلان ، ميسر نيست . سؤال :
چه خواهد مرد معنى زان عبارت * كه دارد سوى چشم و لب اشارت
چه جويد از سر زلف و خط و خال * كسى كاندر مقامات است احوال 258
اين جواب كه خواجه فرمود ، جوابى است بر سبيل اجمال ، بعد از اين جواب هر يكى را بر سبيل تفصيل ياد خواهد كرد ، على الترتيب ، و ابيات اين جواب ، تمهيد مقدمه‌اى است در بيان اصول و قواعد كليهء مقرره ، مع زوائد فرائد كثير الفوائد . جواب :
هر آن چيزى كه در عالم عيان است * چو عكسى ز آفتاب آن جهان است
يعنى هر آن چيزى كه در عالم محسوس مشاهده مىشود عكسى است از آفتاب هستى حقيقى ، و آن را در اصطلاح تعين و تشخص ناميده‌اند ، و فى الحقيقة آن وجه تحقق هستى عينى حقيقى است ، چون چنين باشد ، رخ و زلف و خط و خال و چشم و ابرو و لب و دهان محبوب وجه تحقق عينى صفات الهى باشد ، و ظواهر جهان همچو جوارح جواهر وجه انسانى ، وجه تحقق عينى خارجى بواطن جهان بود ، از بهر آنكه مطابقه مقرر است ، بين تحقيق شخصين ، يعنى ميان شخص آدم و