تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
و آنكه يقين هست و بود لا يزال * برتر از انديشه و وهم و خيال
وجود جملهء جهان از اين قبيل است ، نسبت به ذات قديم حضرت واجب الوجود كه واحد بالذات است و كثير نظر به ظهور مظاهر اسما و صفات .
يكى گر در شمار آيد به ناچار * نگردد واحد از اعداد بسيار
حديث ما سوى اللّه را رها كن * به عقل خويش اين را زان جدا كن
چه شك دارى در اين كين چون خيال است * كه با وحدت دويى عين محال است
اين هر سه بيت توضيح همين معنى است ، كه گفته شد تاكيد به امثله مختلفه و عبارات متنوعه از جهت رفع و هم مبتدى است ، و گرنه احتياج نيست .
عدم مانند هستى بود يكتا * همه كثرت ز نسبت گشت پيدا
يعنى عدم مضاف چون هستى مطلق است ، همچنان‌كه هستى مطلق را به حسب صلاحيت و قابليت حيثيات و نسب و اضافات تعدد و كثرت پيدا گشت ، عدم مضاف را ممكن است ، نيز به سبب امكان كه محض قابليت است ، به جهت صلاحيت نسبت مظهريت اسما و صفات متقابلهء كثرت و تعدد پيدا شد . چنان كه خود مىفرمايد ؛
ظهور اختلاف و كثرت شأن * شده پيدا ز بوقلمون امكان
يعنى از قابليت محض چنان كه گفته شد .
وجود هر يكى چون بود واحد * به وحدانيت حق گشت شاهد
مقصود شيخ آن است ، كه هر موجودى را از موجودات ، نظر به وجود خارجى و تعين شخصى وحدتى است ، كه به سبب آن وحدت ممتاز گشته است از ساير موجودات ، چنان كه هيچ شركتى يا هيچ موجودى ندارد ، اين وحدت دلالت مىكند به وحدانيت حق سبحانه و تعالى ، همين معنى را امام احمد غزالى نور اللّه روحه العزيز چنين فرمود :