تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
باقى به بقاى شخصى نيستند ، بل بقا و فنا به حسب تجدد و امثال است در عالمين . اين معنى را حكماى متصوفه مكون و ظهور و بروز و ظهور و خفا مىنامند ، و بعضى شئون تجليات جمالى و جلالى ناميده‌اند . چنان كه شيخ مىفرمايد ؛
هميشه خلق در خلق جديد است * اگر چه مدت عمرش مديد است
هميشه فيض فضل حق تعالى * بود از شأن خود اندر تجلى
توضيح همان معنى مىكند ، كه گفته شد .
از آن جانب بود ايجاد و تكميل * از اينجانب بود هر لحظه تبديل
يعنى از جانب حق هر لحظه ايجاد و تكميل است ، و ايجاد و تكميل بىشئونات تجليات جمالى و جلالى متصور نيست ، و از جانب موجودات از جهت قابليت و قبول فيض ، هر لحظه تغيير و تبديل است .
و ليكن چون گذشت اين طور دنيى * بقاى كل بود در دار عقبى
طور دنيا تغيير و تبديل و تجدد و حدوث و فناست ، و اين لازمهء صورت بشريت و بقاى كل در دار عقبى ظاهر است به هر معنى كه دارند . از جهت ثبوت اين معنى مىفرمايد ؛
كه هر چيزى كه بينى بالضرورت * دو عالم دارد از معنى و صورت
عالم صورت فانى است ، و عالم معنى باقى ، ازاين‌جهت كه صورت بشرى را بقا و ثباتى نيست . مىفرمايد ؛
وصال اولين عين فراق است * مر آن ديگر كه عند اللّه باق است
يعنى اتصال حقيقت به صورت بشرى عين فراق است ، و اتصال حقيقت شخصيه و معانى به حقيقت مطلقه و عالم معانى باقى است به بقاى مطلق و به عالم معانى .
مظاهر چون فتد بر وفق ظاهر * در اول مىنمايد عين آخر
هرگاه كه مظهر و مطابق حقيقت خود شود ، يعنى مظهر را انحراف و
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 183 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان