كاملهاند ، و اگر آنجا عرش مجيد است ، اينجا روح انسانى است ، كه محمول دل است ، و اگر آنجا كرسى است ، اينجا روح نفسانى است ، كه دماغ حامل اوست ، و اگر آنجا عناصر اربعه و طبايع اربعه است ، اينجا اخلاط اربعه و قواى اربعهاند ، و اگر آنجا ازل و ابد است ، اينجا علم و عمل است ، و اگر آنجا بحار لئالى و معادن و جواهر است ، اينجا درياى علوم و كان حقايق ظاهر است ، و اگر آنجا روييده چون گل و ياسمين است ، اينجا چون موى و ناخن است ، و اگر آنجا شياطين و سباع و بهايماند ، اينجا قوتهاى دنيى و عقبى و شهوىاند ، و اگر آنجا آبهاى تلخ و شور و بىمزه و شيرين در جويها روان است ، اينجا تلخ در گوش و شور در ديده و بىمزه در بينى و شيرين در دهان است ، و هر چند بدين سياقت موازنه كرده آيد ، هر دو نسخه حرف به حرف متقابلان باشند ، چنانچه مجال اختلاف كلمات و اختلال احوال به همه حال محال باشد ، طريق تطبيق احوال اين هر دو بر يكديگر بر وجه متعدد متصور است ، و اينجا مجال تفصيل آن نيست . و اللّه اعلم به حقايق الامور .
سه گونه نوع انسان را ممات است * يكى هر لحظه و آن بر حسب ذات است
يعنى بر حسب اجزاى بدنى كه هر لحظه اجزاى بدنى به تحليل مىروند ، و مثل آن عوض و بدل قايممقام مىشود ، چنان كه گفته شد پيش از اين .
دوم ديگر ممات اختيارى است * سيوم مردن مر او را اضطرارى است
موت اختيارى آن است ، كه مريد زمام و عنان جميع اختيار خود را به دست پير دهد ، از اكل و شرب و شهوات و لذات و جميع مقتضاى نفسانى و غير آن . چنانچه هيچ امرى از امور او را هيچ اختيارى باشد ، و سلب و ترك جميع ، مقتضاى نفسانى را مخبر صادق صلى اللّه عليه و آله به موت معنى فرمودهاند ، كما قال عليه السلام « موتوا قبل ان تموتوا » ، 240