تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
جمعيت وجود اجزاست ، و جمعيت وجود اجزا بر سبيل تجدد امثال وجود اجزاست ، نه آن است كه وجود اجزاى كل در زمان ثابت و باقى باشد ، بل در آنى اجزاى وجود متحلل مىشود ، و اجزاى مثل آن اجزا ، و بدل و قايم‌مقام آن اجزا مىشود ،
« بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ »
، 237 كه در قرآن واقع است ، اين است ، و اين مسئله مقرر است ، كه انتفاى كل به انتفاى جزو است ، بعد از تأمل ظاهر و هويدا گردد . مقصود از ابيات آينده ، چنان كه احتياج به مزيد توضيح ندارد ، و آن اين است .
به هر جزوى ز كل كان نيست گردد * كل اندر دم ز امكان نيست گردد
جهان كل است و در هر طرفة العين * عدم گردد و لا يبقى زمانين
دگرباره شود پيدا جهانى * به هر لحظه زمين و آسمانى
به هر لحظه جوانى كهنه پير است * به هر دم اندر و حشر و نشير است
در او چيزى دو ساعت مىنپايد * در آن لحظه كه مىميرد بزايد
بنابراين مسئله كه گفته شد ، مقصود شيخ از اين سخنان ظاهر و واضح است .
و ليكن طامة الكبرى نه اين است * كه اين يوم عمل و آن يوم دين است
طامة الكبرى ، يوم فناى كل است بىتجدد امثال ، زيرا كه در تجدد امثال ، اگر چه فناى هست ، امّا بقاى شخص باقى است ، به خلاف طامة الكبرى ، همچنان‌كه حق تعالى مىفرمايد :
« يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ »
، 238 پس فرق بسيار باشد ، ميان اين و آن چنان كه شيخ مىفرمايد ؛
از آن تا اين بسى فرق است زينهار * به نادانى مكن خود را گرفتار
نظر بگشاى در تفصيل و اجمال * نگر در ساعت و روز و مه و سال
يعنى تفكر و تأمل كن در تفصيل و اجمال موجودات ، كه وجود ايشان بر چه منوال است ، و تأمل و انديشه كن در وجود ساعت روز و مه و
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 178 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان