تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
سال كه مذهب اصح موجوداند ، و مركب‌اند از آفات متجدده متتاليه متواليه ، با وجود آنكه هيچ جزوى از ايشان در وجود جمع نيستند ، بر صاحب بصيرت پوشيده نماند ، كه حال وجود موجودات به عينه همچو حال وجود ايشان است در بقا و ثبات وجود و عدم ، وجود موجودات دايم در خلع و لبس‌اند ، هميشه خلق در خلق جديد است . همچنان‌كه شيخ فرمود ؛

« تمثيل »

اگر خواهى كه اين معنى بدانى * ترا هم هست مرگ و زندگانى
زهر چه اندر جهان از شيب و بالاست * مثالش در تن و جان تو پيداست 239
يعنى اگر خواهى كه اين معنى را كه در آخر جواب سؤال گفته شد ، به تحقيق و يقين بدانى ، ترا هم نيست مرگ و زندگانى ، كه از آن مرگ و زندگانى خود اين احوال را كه عارض و طارى مىشود بر عالم بدانى ، زيرا كه هر چه در عالم كبير است ، اين معنى نزد حكماى متصوفه به برهانى عقلى ثابت است ، پس هر چه در عالم كبير مجمل و مفصل باشد ، در عالم صغير نيز مجمل و مفصل خواهد بود ، و امّا تطبيق اين به حسب تفصيل طولى دارد ، از جهت مناسب ، اين مختصر نيست ، مجملا ياد كنيم ، تا مطابقه ظاهر گردد ، و نزد منكران اين معنى گوييم ، آنچه در انسان كبير مجمل و مفصل است ، در نشأ آدم ، كه عالم صغير است ، هم مجمل يافت شود ، و هم مفصل . زيرا كه اگر در باب موازه استقصا نموده آيد ، جمله ظاهر شود ، مثلا اگر در عالم كبير آسمان و زمين است ، در عالم صغير عقل و جسم است ، و اگر آنجا ملائكه مقدس و ارواح مطهراند ، اينجا ملكات فاضله و نفوس
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 179 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان