تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
جزاى عدل نور و راحت آمد * سزاى ظلم لعن و ظلمت آمد
ظاهر و ما حصل اين ابيات تا اينجا كه جزاى عدل و نور و رحمت آمد + سزاى ظلم لعن و ظلمت آمد ، اين است كه گفته شد . و اللّه اعلم بالصواب ، و اليه المرجع و المآب .
ظهور نيكويى در اعتدال است * عدالت جسم را اقصى الكمال است
يعنى افعال و اقوال و شكل و صورت و طبيعت حسنه از اعتدال مزاج مادهء عنصرى حاصل مىشود ، هر چند كه مزاج شىء مركب به اعتدال حقيقى نزديكتر است ، از آفات و انحراف افعال و اقوال و شكل و صورت و طبيعت آن شىء سالم‌تر است ، از اين مسئله در كتب طب و حكمت مبرهن است .
مركب چون شود مانند يك چيز * ز اجزا دور گردد فعل و تمييز
بسيط الذات را مانند گردد * ميان اين و آن پيوند گردد
يعنى اجزاى مركب شىء مىبايد ، كه در مرتبه‌اى باشد ، كه هيچ‌كدام را فعل خاصهء خود نمانده باشد ، به حسب كسر و انكسار و فعل و انفعال ، چنان در هم آميخته باشند ، كه مانند بسيط الذات گردد ، تا از مجموع مزاج خاصه و كيفيت وحدانى حاصل شود ، كه قابل نفخ روح گردد ، خواه روح نباتى ، و خواه روح حيوانى ، و خواه روح انسانى ، تا مركب از كدام قبيل باشد ، بعد از تسويه و تعديل در مقيد در دميده مىشود از روح مطلق ،
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
. 230 و همين معنى كه گفته شد ، به عينه ميان سالك و كامل متصور است ، در سلوك سايل و تربيت كامل ، يعنى تا تمام قواى ظاهر و باطن سالك پاك و صافى و متحد و متفق نشوند ، و در توجه اخذ فيض از كامل فيض نمىرسد . باز آمديم به سر سخن شيخ ؛
نه پيوندى كه از تركيب اجزاست * كه روح از وصف جمعيت مبراست 231
چو آب و گل شود يكباره صافى * رسد از حق به دو روح اضافى
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 172 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان