اين بيت اشاره مىشود به دو چيز ، يكى به سير و به سفر آفاق و انفس ، كما قال اللّه تعالى :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ »
. 227 و دوّم به اتصاف اخلاق حميده ، زيرا كه كمال جامعيت و اقصى مراتب كمال درين هر دو است ، از اين جهت حق تعالى حضرت محبوب ، خود را صلوات اللّه عليه و آله به معراج برد ، تا بنمايد آيات و بنيات خود را ، كما قال سبحانه
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »
، 228 حضرت محبوب خود را در حال ليل كمال برد از مسجد حرام كه كنايت از مرتبهء تنزيه و تقديس حضرت ذات احديت است ، به سوى مسجد اقصى ، كه عبارت از مرتبه و مقام شهود است ، تا بنمايد ، اقصى مراتب كمال ظهور خود را ، و بدانند كه حقايق و معانى موجودات را كما هى عليه ، كه معراج كنايه از اين است .
اصول خلق نيك آمد عدالت * پس از وى حكمت و عفت شجاعت
حكيمى راست گفتار است و كردار * كسى كو متصف گردد بدين چار
مقصود شيخ آن است كه اصول اخلاق حميده و پسنديده چهار است ، و اخلاق مذمومه و مردوده هفت ، زيرا كه حكمت كه راست گفتارى و راستكردارى و دانستن چيزهاست ، چنان كه آن چيز هست ، دو طرف دارد ، و اين هر دو طرف مسمى است به افراط و تفريط ، و اين هر دو طرف كه افراط و تفريط است ، مذموم و مردود است ، و آن گربزى و ابلهى است ، چنان كه مىفرمايد ؛
به حكمت باشدش جان و دل آگه * نه گربز باشد و نه نيز ابله
دوّم عفت كه پرهيزگارى است ، هم دو طرف دارد ، و آن شره و خمولى است ، و اين هر دو مذموم است و خود اشارت مىفرمايد :
به عفت شهوت خود كرده مستور * شره همچون خمول از وى شده دور