است ، او را ضرورت است از تمثيل مجالى و مظاهر صور حرفى و صوتى بىاين ظاهر نمىتواند شد ، و افاده و استفاده موقوف است به اين كه متمثل شود ، به صور حرفى و صوتى ، و گاه باشد كه از باطن كاملى به باطن سالكى افاده معانى و حقايق كرده شود ، در مواجهه و مقابله بىاين ، و اللّه غالب على امره .
گفته شد ، كه تمثيل هر كجا باشد ، توضيح ما سبق است ، اين توضيح جواب مىكند ، و مىگويد ؛
شنيدم من كه اندر ماه نيسان * صدف بالا رود از قعر عمان
ز شيب قعر بحر آيد بر افراز * به روى بحر بنشيند دهن باز
صدف كه طالب كسب درر و جواهر است ، كنايت است از سالك طالب درر و جواهر معانى و معارف و حقايق اشيا ، و از قعر عمان كه كنايت از مرتبهء غيب الغيب است تا افراز كه مرتبه وجود خارجى است ، سير و سفر مىكند ، و تأمل مىنمايد در ماه نيسان ، كه كنايت از اوقات و ازمان تجلى رحمانى ، و هنگام فيضان فيض است ، كه ناگاه جذبهاى از جذبات ربانى و الهامى از الهامات سبحانى فرود آيد ، و نازل شود به دل صاف طالب سالك ، از درياى حقيقت ، و سالك در تصديق و تحقيق آن دم در كشد ، و تأمل بنمايد ، و جمع گرداند معلومات و مصدومات خود را ، تا زمانى كه عود كند ، از بهر تكميل ناقصان ، بر سبيل سير و سفر به قعر دريا كه مرتبهء غيب الغيب است ، تا مرتبهء عين ، كه سرحد ساحل است ، و لؤلئى لالا و جواهر معانى و معارف و حقايق در سلك نظم و نثر در كشيده ، و پوشيده بيرون آورد ، تا هر سالكى و طالبى به قدر استعداد خاص خود و معاونت و مساعدت زمان از آن اخذ فيض كند ، چنان كه مىفرمايد ؛
بخارى مرتفع گردد ز دريا * فروبارد به امر حق تعالى
چكد اندر دهانش قطرهاى چند * شود بسته دهان او به صد بند