تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
نبوده هيچ چيزش هرگز از خود * پس آنگه پرسدش از نيك و از بد
ندارد اختيار و گشته مأمور * زهى مسكين كه شد مختار مجبور
نه ظلم است اين كه عين علم و عدل است * نه جور است اين كه محض لطف فضل است
مقصود شيخ از اين بيت كه « كرامت آدمى را اضطرارى است » ، آنست كه سعادت و شقاوت آدمى را نه اختيارى است ، يعنى ازلى است ، كما قال النبى صلى اللّه عليه و آله : السعيد من سعد فى بطن امه و الشقى من شقى فى بطن امه » ، 216 و پيش حسن اشعرى بنده را در افعال خود هيچ اختيارى نيست ، و با وجود آنكه هيچ اختيارى ندارد ، حق تعالى از بنده نيك و بد مىپرسد ، و عذاب و عقاب مىكند ، پس معتزله مىگويند كه اين ظلم باشد ، و حق منزه است از ظلم و جور ، از اين جهت در جواب معتزله مىگويند ؛
نه ظلم است اين كه عين علم و عدل است * نه جور است اين كه محض لطف و فضل است
مىگويد ، با وجود آنكه بنده بىاختيار است در افعال خود عذاب و عقاب نسبت به بعضى عبد ، ظلم و جور نيست ، يا نظر به تعريف معتزله و حسن اشعرى ، زيرا كه ظلم و جور يا تصرف است در مال و ملك غير نزد معتزله ، يا وضع شىء است به غير محل خود ، پيش حسن اشعرى ، به اين هر دو تعريف اين‌ها ظلم و جور نيست ، اوّلا نظر به تعريف معتزله از جهت آنكه مال غير و ملك غير موجود نيست جهان و ما فيها ، از آن حق است ،
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ »
217 ، العبد و ما بيده مولاه ثانيا . و نظر به تعريف حسن اشعرى كرده ، هم ظلم و جور نيست ، زيرا كه ظلم و جور خود موجود نيست ، هر چه به هر كه مىرسد ، حق اوست ، دوزخى را به دوزخ بردن ازاين‌جهت كه او مستحق آن است عدل است و لطف و فضل نه ظلم و جور ، و عدم علم نيز لازم نمىآيد ، و اللّه عالم الغيب و الشهادة .
به شرعت زان سبب تكليف كردند * كه از ذات خودت تعريف كردند
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 164 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان