تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ز نيكو هر چه صادر گشت نيكوست .
چه بود اندر ازل اى مرد نااهل * كه اين شد با محمد آن ابو جهل
در ازل كه اين مقام بىرنگى است ، اين‌ها نيست ، امّا در ازل مقدر است ، كه اين معانى در ابد ظاهر گردد ، از جهت ظهور اسما و صفات متقابله و حكم مجابى و مظاهر ايشان ، چنان كه مولانا جلال الدين قدس سره مىفرمايد :
چونكه بىرنگى اسير رنگ شد * موسوى با موسوى در جنگ شد
چون به بىرنگى رسى كان داشتى * موسى و فرعون دارند آشتى 211
و بندگان امير سيد قاسم قدس سره قريب به همين معنى مىفرمايد :
طلوع پرتو حسنت جهان گرفت امّا * خلاف مذهب حق چيست معنى اسما 212
الحق آمديم به سر سخن شيخ :
كسى كاو با خدا چون و چرا گفت * چو مشرك حضرتش را ناسزا گفت
يعنى چون افعال اللّه ، مبنى بر فكر و خيال و انديشه علل سابق نيست ، چون و چرا گفتن خيال و انديشه اعتراض است بر كارخانه الهى و اين كفر است .
ورا زبيد كه پرسد از چه و چون * نباشد اعتراض از بنده موزون
خداوندى همه از كبريايى است * نه علت لايق فعل خداييست 213
سزاوار خدايى لطف و قهر است * و ليكن بندگى در جبر و قهر است 214
معنى خير و قهر ، پيش از اين گفته شد ، و صفت جمال و جلال كه اصل مصدر همه صفات است ، سزاوار ذات حق است ، زيرا كه ايجاد و عدم كه مرتبه الهى است ، موقوف است بر اين هر دو ، امّا قطع نظر از مرتبه الهيت كرده ، او منزه است كرامت آدمى را .
كرامت آدمى را اضطرارى است * نه زان كو را نصيب اختيارى است 215