تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
به آخر گشت نازل نفس انسان * كه بر ناس آمد آخر ختم قرآن
و اين ظاهر است ، و مىشايد كه مخاطب شخص كامل باشد ، از جهت شطح و طامات و اظهار انانيت ، چنان كه ذات بعضى كل است . شيخ اين سخن گفته باشد زيرا كه مقابل وحدت غايت و نهايت كثرت است ، و حصول غايت و كثرت در شخص كامل است . از بهر آنكه صور علميه مطلق معلومات و موجودات در شخص كامل به تفصيل حاصل مىشود ، به خلاف افراد جاهل ، پس شخص كامل مظهر نهايت و غايت كثرت باشد ، به اين اعتبار كه شخص كامل در مرتبه غايت و نهايت كثرت است ، در مرتبهء اسفل باشد ، و بيتى كه عقب همين بيت است ، مؤيد اين معنى است ، و آن بيت اين است .
تعين‌هاى عالم بر تو طارى است * از آن ويى چو شيطان همچو من كيست
اگر كسى گويد ، كه از اين سخن لازم مىآيد ، كه او را به شيطان نسبت كرده باشد ، جواب آن است كه شيطان نزد اين طايفه به غايت معظم و بزرگ است ، جواب آن است كه شيطان نزد اين طايفه به غايت معظم و بزرگ است ، و مقصود تنبيه است ، نه آنكه او شيطان باشد ، و تشبيه از غايت و رود كثرت و طريان صور معلومات است . در نفى اختيار مىفرمايد :
تعين‌هاى عالم بر تو طارى است * از آن ويى چو شيطان همچو من كيست
اگر كسى گويد ، كه از اين سخن لازم مىآيد ، كه او را به شيطان نسبت كرده باشد ، جواب آن است كه شيطان نزد اين طايفه به غايت معظم و بزرگ است ، و مقصود تنبيه است ، نه آنكه او شيطان باشد ، و تشبيه از غايت و رود كثرت و طريان صور معلومات است . در نفى اختيار مىفرمايد :
از آن گويى مرا خود اختيار است * تن من مركب و جانم سوار است
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 158 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان