اللّه عليه و آله از ممكن غيب و پردهء كائنات ظلمتآباد ظاهر و هويدا گردد ، و حقايق و معانى طالع گردد ، و استوا كه نهايت كمال ظهورى شخص سالك است ، صبح و طلوع ، و استوا كه مراتب صعود و عروج است و زوال و عصر و مغرب مراتب انحطاط و نزول به حسب ظاهر و باطن .
بود نور نبى خورشيد اعظم * گه از موسى پديد و گه ز آدم
اگر تاريخ عالم را بخوانى * مراتب را يكايك باز دانى
ز خود هر دم ظهور سايهاى شد * كه آن معراج دين را پايهاى شد
يعنى سرّ آفتاب نبوت خاتم انبيا را در هر زمانى مظهرى ظاهر شد ، از زمان آدم تا دم خاتم ، همه انبيا معراج دين محمد را صلى اللّه عليه و آله پايهاى بودند يعنى سدنات و معدات كمال ظهورى او بودند ، مثلا كه گه از موسى پديد و گه ز آدم .
زمان خواجه وقت استوى بود * كه از هر ظل و ظلمت مصطفى بود
اين مدعاست كه احتياج به دليل نيست ، اما دو بيتى كه بعد از اين مىآيد ، نسبت به اين مدعا دليل مىشود بر سبيل تمثيل .
به خط استوا بر قامت راست * ندارد پيش و پس سايه چپ و راست
چو كرد او بر صراط حق اقامت * به امر فاستقم مىداشت قامت
معنى ظاهر اين است به موضعى كه آفتاب به سمت رأس مىگذرد ، اگر چوب راست بر زمين فروبرند ، هرگاه كه آفتاب به سمت رأس رسد ، آن چوب را هيچ طرفى سايه نمىباشد ، اين مسئله است در علم هيئت و ظاهر است . اما مراد به موضع چنين مقام مشاهده است ، كه اقصاى مراتب تعينات است ، هرگاه كه حضرت رسول را صلى اللّه عليه و آله در اقصا مراتب تعينات اقامت شده باشد ، چنان كه سايهء او را هيچ وجهى از وجوه وجودى نمايد بالضروره ، آن زمان وقت استوى باشد ، كه از هر ظل و دو