تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
كمال يا نقصان و سخنان شيخ كه « همان دانه بيرون آيد دگر بار » .
دگرباره شود مانند پرگار * بران كارى كه اول بود بركار
از ظاهر اين سخنان تناسخ تو هم كرده مىشود ، از جهت دفع تو هم غير مقصود ، مىفرمايد ؛
تناسخ نيست اين كز روى معنى * ظهورات است در عين تجلى
يعنى اين‌ها كه گفته شد ظهورات تجليات وجود مطلق است ، نه رفتن و باز آمدن واحد به آن شخص است .
و قد سألوا و قالوا ما النهاية * فقيل هى الرجوع الى البداية 160
ترجمه اين بيت اين است : « به درستى كه پرسيدند و گفتند كه نهايت چيست ؟ » در جواب ايشان گفتند نهايت رجوع است به بدايت ، چون چنين باشد ، بدايت ايشان بر حق است ، به حكم « منه بدأ و اليه يعود » 161 نهايتش نيز او خواهد بود ،
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
162 .
نبوت را ظهور از آدم آمد * كمالش در وجود خاتم آمد
معنى ظاهر اين بيت ظاهر است ، اما مقصود بيان قاعده كليه است ، در آخر تمثيل سابق فرموده بود كه نهايت رجوع است ، كه به بدايت قاعدهء كليه در ظهور اين معنى ظاهر مىگرداند . مىفرمايد كه ظهور نبوت از آدم است ، و اين ظاهر است ، و نهايتش در وجود خاتم اولاد آدم ، چون چنين باشد ، اين قاعدهء كليه ظاهر شد ، كه نهايت رجوع است به بدايت ، چون سير وجود دورى است .
ولايت بود باقى تا سفر كرد * چو نقطه در جهان دور دگر كرد
چنين گفت كه ظهور نبوت از دوام است ، و نگفت كه ظهور ولايت از كيست و از چيست ؟ بل چنين گفت كه « ولايت بود باقى تا سفر كرد » ، يعنى صور موضوعهء نبى ظاهر ولايت است ، و ولايت سفر كرد چو نقطه ، يعنى