تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
[ اين چهار بيت از متن اصلى پاك شده‌اند ولى شرح آنها محفوظ مانده است ] ، بدين صورت كه : يعنى نهايت سير حقيقت انسانى در تجلى للوجود آن است ، كه به صورت شجريه انسانيت كه وجود خارجى است ، ظاهر گردد و نهايت وجود خارجى او در تجلى للقلوب ، آنگه علم و معارف و حقايق و خدادانى از او ظاهر گردد ، اين معنى را در اين صورت ظاهر مىكند . مىگويد همچنان‌كه نهايت سير دانه بادام ، مثلا آن است كه به صورت شجره ظاهر گردد ، و نهايت سير ظهورى شجره او آنگه دانه بادام از او ظاهر گردد ، دوره كمال ظهور او تمام شده باشد يعنى نقطه آخر به اول رسيد ، چنان كه خود مىفرمايد ؛
چو شد در دايره سالك مكمل * رسد هم نقطهء آخر به اوّل
مراد به اول وحدتى است پيش از كثرت ، و نقطه آخر كه نهايت كثرت است ، هم وحدتى است بعد از كثرت ، چون كه سالك در دايره كمال ظهورى مكمل شود ، اين سالك خواه دانه بادام باشد از جهت توليد مثل خود ، و خواه انسان از جهت تكميل غير ، كه آن تكميل هم توليد مثل اوست .
دگرباره شود مانند پرگار * بر ان كارى كه اول بود بر كار
مقصود آنكه موجودات مطلقا هر كدام كه دايرهء كمال ظهورى تمام كنند ، مقتضاى ذات او آن است كه :
دگرباره شود مانند پرگار * بر آن كارى كه اول بود بر كار
چو كرد او قطع يكباره مسافت * نهد حق بر سرش تاج خلافت
يعنى تاج تكليف تكميل غير تناسخ نيست ، اين كز روى معنى ظهورات است در عين تجلى تناسخ رفتن و باز آمدن است با كيفيت ادراك به صورت
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 133 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان