بود تابع ولى از روى معنى * بود عابد ولى در كوى معنى
يعنى ولى از آن حيثيت كه نبى را داناى بر حق مىداند ، متابعت ضرورى است ، و از آن حيثيت كه ولى است در كوى معنى عابد آمد به وهم ، يعنى متوجه عالم كشف و معانى بايد شد .
ولى آنگه رسد كارش به اتمام * كه با آغاز گردد باز انجام
يعنى پيش از تعين شخصى نيز كار ولى كه كشف حقايق و معانى است ، آنگه تمام مىشود ، كه اتحاد او با نبى در مرتبه وحدت صرف باشد « لحمك و دمك دمى » اشارت مىشود ، به اتحاد و يگانگى ، آن وقت كمال ظهورى تمام گردد ، و دايره سير سر به هم آرد ، و كارش تمام شود .
كسى مرد تمام است كز تمامى * كند با خواجگى كار غلامى
مقصود آن است كه ميرحسينى دو چيز پرسيده بود ، يكى آن است ، كه سالك كيست ، و دوم آنكه كامل كيست ؟ سؤال اول را جواب گفته آمد .
به سؤال دوم مىگويد ، مرد تمام و كامل كسى است ، كه تكميل غير كند .
جواب شيخ خوب است ، اما مرد تمام در اصطلاح اين طايفه بر دو قسم است ، يكى كامل مكمل ، و دوم كامل غير مكمل ، اين هر دو تمامند ، و جواب شيخ متأول قسم اخير است و تمامى هر دو از سخنان اكابر ظاهر است .
چنان كه مولانا جلال الدين قدس سره مىفرمايد :
ز اوليا اهل دعا خود ديگراند * كه همىدوزند و گاهى مىدرند 153
اين كامل مكمل است ، كه در تكميل غير است .
قوم ديگر مىشناسم ز اوليا * كه دهانشان بسته باشد از دعا 154
و اين كامل غير مكمل است كه با خود است .
آن يكى را روى او شد سوى دوست 155