رسد چون نقطه آخر به اول * در آنجا نه ملك گنجد نه مرسل
مراد به نقطه آخر ، وحدتى است بعد از كثرت ، و مراد به اول ، وحدتى است پيش از كثرت ، يعنى آخر و منتهاى تجلى للقلوب وحدتى است ، كه در آنجا وجود و تعين موجودات نمىماند ، آن مرتبه « لى مع اللّه » است ، كه آنجا نه ملك مقرب گنجد ، و نه نبى مرسل .
مقصود آنكه نبوت خاتم انبيا كه وضع صور احكام الهى است ، در آن مرتبه تمام مىشود ، و ولايت خاتم اوليا كه كشف اسرار و معانى است ، در تمامى آن وضع صور احكام الهى هم تمام مىشود و هر دو كليا ، از اين جهت ولى در مرتبهء « لى مع اللّه » كه تمامى وضع صور احكام الهى است ، با نبى مقابل گردد ، اين معنى را به عبارت شيخ تطبيق توان كرد .
نبى چون آفتاب آمد ولى ماه * مقابل گردد اندر لى مع اللّه
اين معنى كه گفته شد از عبارت شيخ ظاهر است ، زيرا كه شيخ نبى را به آفتاب تشبيه كرد ، و ولى را به قمر ، پس صورتى و وجودى كه افاده كرده است آفتاب مر ذات مظلم قمر را تا آن وجود نورانى عينى كه افاده كرده است مر جرم قمر را تمام نشود ، مقابله نشود ، زيرا كه مقابله در تمام كمال ظهورى صورت بندد ، و اين ظاهر است . اين معنى كنايتى است از آنچه گفتيم ، كه مقابله در تمامى وضع صور احكام الهى محقق مىشود زيرا كه قمر ، رقم است و تمامى معانى در صور رقم حروف بيست و هشتگانه كه لسان رسول است صلى اللّه عليه و آله ، تمام مىشود كليا ، چنان كه شاه مردان عليه السلام اين معنى را تصوير و تحرير فرمودهاند ، و آن مصور و محرر جفر جامع نام دارد ، طريقهاى كه وضع فرمودهاند ، آن است كه هر حرفى را از حروف بيست و هشتگانه ، بيست و هشت صفحه وضع كردهاند ، و در هر صفحه بيست و هشت سطر ، و در هر سطرى بيست و