تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
مسافر آن بود كو بگذرد زود * ز خود صافى شود چون آتش از دود
يعنى مسافر آن است كه انانيت و هستى وجود خود را از خود سلب كند ، به اين معنى كه تحقيق بداند و متحقق شود كه وجود غير واجب را نمىباشد ، و وجود اشياء ظل وجود مطلق است ، و ظل هستى به استقلال نمىباشد .
سلوكش سير كشفى دان ز امكان * سوى واجب به ترك شين و نقصان
يعنى مسافر كسى است كه سير و سلوك او از ممكنات به سوى واجب به حسب كشف و يقين باشد نه به مجرد تلقين و تقليد و تعليم . سير و سلوكى كه به مجرد اين‌ها باشد ، همچو سير و سلوك صوفيان با شين و نقصان باشد ، زيرا كه سير و سلوك مقلد از راه تحقيق منحرف است .
به عكس سير اول در منازل * رود تا گردد او انسان كامل
يعنى اين سير و سلوك به عكس سير اول است ، در سير اول كه آمدن است از مرتبه عين ثابته به سوى وجود خارجى ، اين را تجلى للوجود مىنامند ، در آنجا اختيارى و شعورى و وقوفى نمىباشد ، و در اين سير و سلوك كه باز مىگردد به مراتب به سوى مبدأ و معاد ، اين سير و سلوك را تجلى للقلوب خوانند ، در اينجا اختيار و شعور و وقوفى هست ، اگر سالك در اينجا به كشف و يقين رسد انسان كامل شود زود چون در آخر جواب و سؤال گفته بود كه ؛
« به عكس سير اول در منازل * رود تا گردد او انسان كامل »
يعنى سير اول و آخر را اجمالا ذكر فرمود بعد از آن قاعده كليه ، در بيان مراتب هر دو ذكر مىكند به تفصيل ، و مقصود ظاهر است .
بدان اوّل كه تا چون گشت موجود * كه تا انسان كامل گشت مولود
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 125 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان