[ شرح اين بيت از نسخه خطى پاك شده است و بعد از آن شرحى آمده است كه با توجه به معنى آن ظاهرا مربوط به ابياتى است كه مىفرمايد ] :
به فعل آمد صفتهاى ذميمه * بترشد از دد و ديو و بهيمه
تنزل را بود اين نقطه اسفل * كه شد با نقطه وحدت مقابل
يعنى اسفل مراتب تنزلات آن است كه ، انسان با وجود شرف مرتبه و خصايص وجود متصف شود ، به صفات ذميمه و اخلاق رديّه متقابل مىشود با نقطه وحدت ، كه جميع اسما و صفات و مقتضيات ايشان مستهلكاند ، و اين نهايت سلوك است و عين وحدت است ، بالضرورة با نقطهء وحدت مقابل مىشود .
شد از افعال كثرت بىنهايت * مقابل شد از اين رو با بدايت
اگر گردد مقيد اندرين دام * به گمراهى بود كمتر از انعام
و گر نورى رسد از عالم جان * ز فيض جذبه يا از عكس برهان
يعنى چنين كسى كه به حسب سير اول بدينجا رسد ، كه از كثرت افعال بىنهايت شده باشد از اين رو با بدايت مقابل گردد ، كه آن وحدت صرف است ، اگر در اين كثرت گمراه شود كمتر از انعام باشد . قال الحق سبحانه و تعالى
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »
147 ، و اين ظاهر است و اگر از عين است ، عالم معانى و حقايق جان كه عالم عينى است و عالم معانى و حقايق روشنايى رسد به حسب جذبهاى از جذبات الهى ، يا به حسب صفاى خاطر ، و توجه تام دل چنين سالگى با نور حق همراز گردد ، و از آن راهى كه آمده بود به حسب سير اول باز گردد به سوى مبدأ ، تا غايتى كه تعينى و اطمينانى حاصل شود .
دلش با نور حق همراز گردد * از آن راهى كه آمد باز گردد