تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
را دانسته‌اى ، كه
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
، 137 يعنى تو كه انسانى ، ظاهر گشته‌اى به جميع اسماء و صفات مسما . اسماى مطلق ، « خلق اللّه تعالى آدم على صورته » ، 138 دليل است بر اين و قرآن بر ارادهء مثل نفس ، مفهوم همين بيت است و ابيات آينده .
ظهور قدرت و علم و ارادات * به تست اى بنده‌ى صاحب سعادت
سميعى و بصير وحى و گويا * بقا دارى نه از خود ليك از آنجا
زهى اول كه عين آخر آمد * زهى باطن كه عين ظاهر آمد
مراد به اول و باطن كه هر دو مصرع است ، يك چيز است ، كه آن حقيقت است يا روح يا ماهيت ، هر چه خواهى بگو ، مراد به آخر و ظاهر يك چيز است ، كه آن تعين و تشخص است ، هر چه مىنامى ، بنام . مقصود و ماهيت مطلقه عين و ذات موجودات متعينه مشخصهء محسوسه است ، و سالك مبتدى اين را به يقين نمىداند ، و از آن جهت در حجاب است .
تو از خود روز و شب اندر گمانى * همان بهتر كه خود را مىندانى
يعنى در مرتبه خواب غفلت و زعم دانش و بيدارى ، چون كه در مراتب اجمال و تفصيل از خود در گمان باشى ، همان بهتر كه نسبت دانش نفس خود و خداى خود به خود نكنى ، از جهت آنكه دانستن خود در مراتب اجمال و تفصيل مقدم است ، بر دانستن خود كه مجمع بحر اجمال و تفصيلى ، كه چون كه در مراتب مقدمه از خود در گمان باشى ، و حقيقت خود را ندانسته باشى ، همان بهتر كه در دعوى دانش نفس خود نكنى ، كه اگر با اين گمان خود را بدانى ، به حسب زعم خود متصف شده باشى به جهل مركب ، هيچ چاره نباشد و در دوزخ بمانى ، خالدين فيها ابدا . پس همان بهتر كه از چنين دعوئى و دانش بگذرى .