تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
حركت فلك خود و حركت تدوير موافق و گاه مخالف متحرك‌اند ، گاه در تحت ارض‌اند ، و گاه فوق الارض نشيب و بالا نسبت با ماست ، و اگر نه دايم او بالاست .
عناصر آب و باد و آتش و خاك * گرفته جاى خود در زير افلاك
ملازم هر يكى در منزل خويش * كه ننهند جاى يك ذره پس و پيش 122
يعنى هر يك در جائى كه مقتضاى طبيعت خود است ، ساكن‌اند ، و آن جاى را حكما مركز خوانند ، كه مقتضاى طبيعت ايشان است .
همه اضداد در طبع و مراكز * بهم جمع آمده كس ديد هرگز 123
مخالف هر يكى در جاه و صورت * شده يك چيز از حكم ضرورت 124
شيخ اين سخن بر سبيل تعجب مىفرمايد از بهر آنكه اتفاق همه اجتماع ضدين محال است ، مثل آنكه يك چيز نمىتواند ، كه در آن واحد هم سياه باشد ، و هم سفيد . و يك شىء نمىتواند ، كه در آن واحد هم موجود باشد ، و هم معدوم ، و اين را و امثال اين را اجتماع ضدين گويند ، اين است كه محال است ، و صورت نبندد به اتفاق همه علما و عقلاى عالم ، امّا ضديت عناصر به يكديگر نه همچنين است ، زيرا كه يكى را از عناصر دو طبيعت است ، يكى مخالف و يكى مطلق موافق مر آن عنصر ديگر را ، مثل آنكه خاك بارد يابس است و آب بارد رطب ، برودت خاك با برودت آب موافقت و ملايمت است ، پس هر دو را با هم از جهتى موافقت و ملايمت است ، و از جهتى مخالفت ، برودتى كه در هر دو است ، با هم قوىتر است از يبوست ، و رطوبتى كه در هر دو است ، از جهت آنكه آن دو قوت يكى شده است از جهت مناسبت ، و رطوبت و يبوست مخالف يكديگرانند به انفراده مقاومت نمىتوانند كرد . يا برودتى كه در هر دو است پس بالضرورة متابعت بايد كرد يبوست و