تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
اگر ادعاى شيخ آن است ، كه هر چه از اهل كمال باشد ، او را نظر به وجود خارجى و تعين شخصى نفس و و بال نمىباشد ، خلاف واقع است ، زيرا كه علت غايى خلق سماوات و ارض وجود حضرت رسول صلى اللّه عليه بود ، و نسبت به وجود خارجى ايشان چندين نقص از اعداد در زمان ظهور نبوت ايشان رسيد ، كه عدّ آن از حصر بيرون است ، و نسبت با همه انبيا عليهم السلام و اوليا چنين بوده است ، اگر منافى كمال بودى ، بايستى كه نرسيدى ، پس معلوم شد ، كه رسيدن نقص و و بال نسبت به وجود خارجى و تعين شخصى منافى كمال نبوده است ، از جهت آنكه ماده وجود خارجى در ازمنه كه از قوت به فعل مىآيد ، او را نسبتى و ارتباطى مىباشد با حركات افلاك و انظار كواكب ، و آن نسبت و ارتباط گاه سعد است ، و گاه نحس ، چون وجود آن شىء در خارج متحقق شود ، آن احوال سعد و نحس بر آن وجود خارجى عارض مىشود ، و عروض آن عوارض لازمهء وجود خارجى است ، آن را دخلى نيست در كمال و عدم كمال .
همه در جاى و سير و لون و اشكال * چرا گشتند آخر مختلف حال
شيخ سؤال مىكند ، كه چرا كه همه علويات مخالف يكديگرند ، به حسب كمال و جا و سير و لون و اشكال مىگوييم از جهت ظهور و تفصيل اسماء كه اگر همه من جميع الوجوه متفارق باشند ، دو چيز لازم مىآيد ، يكى آنكه اسماء متقابله را كمال تفصيلى ظاهر نمىشد ، چه جاى آنكه اسماء متقابله خود ظاهر نمىشدند . و دويم آنكه وجود بعضى بر عبث بودى ، و اين هر دو ظاهر است ، « كما قال المحقق لا يتجلى فى صورة مرتين و لا يتجلى فى صورة الاثنين » ، اين مقرر اين طايفه است ، و فى
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 108 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان