تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
و انظار كواكب را و نتايج و آثار ايشان تمثيل و توضيح كرده مىشود به چرخ فخار و آثار او ، اگر سايلى سؤال كند كه تمثيل و توضيح معقول به محسوس فايده دارد اما تمثيل محسوس را به محسوس چه فايده باشد ، جواب آن است كه حركات افلاك و انظار كواكب و احوال اوضاع كه از ايشان ناشى مىشود ، اگر چه محسوس است اما نزد طايفه خاص ، محسوس است ، كه آن راصدانند ، نزد طايفه عام ، مطلق ذو الابصار ، پس اين افلاك را و حركات و احوال ايشان را تمثيل و توضيح كردن به چرخ فخار فايده باشد . نسبت مطلق ذوى الابصار كه حركات فخار به اختيار فخار است ، و حركات افلاك مقتضاى طبيعت است نه به اختيار ايشان ، نزد حكيم طبيعى نه حكيم الهى ، و مقصود از اين تنبيه سالك است .
تو گويى هست اين افلاك دوار * به گردش روز و شب چون چرخ فخار
در او هر لحظه‌اى داناى داور * ز آب و گل كند يك ظرف ديگر
هر آنچه در زمان و در مكان است * ز يك استاد و از يك كارخانه است
در تعريف زمان و مكان اختلاف و اعراض بسيار است ، ذكر آن در اين محل ممل است . زمان را مقدار حركت فلك اعظم گفته‌اند ، و اناث متواليه متتاليه نيز گفته‌اند ، و مكان را بعد متوهم . كه شامل خير باشد با باطن حاوى و ظاهر محوى ، غرض تعريف زمان و مكان نيست ، مقصود آنست كه هر چه در حيّز امكان بوده و مىباشد يك استاد است ، و آن استاد نزد علما حق است بىواسطه ، و نزد حكيم ، عقل اول ، كه علت جميع معلومات و موجودات است . هر دو طايفه را دلايل و براهين عقلى و نقلى هست .
كواكب گر همه ز اهل كمال‌اند * چرا هر لحظه در نقص و وبال‌اند
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 107 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان