تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
اخلاص به حسب وقوع و شعور و اختيار ، بل بر آن معنى كه ايشان مخلوق‌اند خاص ، از براى ابقاى وجود خارجى نوع و جنس و اشخاص كه مطلق ذوى الحياة از اين قبيل‌اند ، و اين به حسب تجدد وجود است مؤيد همين معنى است .
همه بر حكم داور داده اقرار * مر او را روز و شب گشته طلبكار 127
يعنى مطلق موجودات به لسان قال و حال و استعداد مقرّاند بر حكم حق ، و كمر طاعت و فرمان بر ميان بسته ، و روز و شب طلبكار اويند به اختيار و بىاختيار . كما قال المحقق .
به اصل خويش يك ره نيك بنگر * كه مادر را پدر شد نيز و مادر
ببايد دانست كه اصل هر شىء عين ثابته آن شىء است ، و عين ثابته « ام » است ، و اسماى الهى « اب » ، از حيثيت آنكه اسماى الهى متصرف است ، و عين ثابته اشياء متأثر است از اسماى الهى ، از اين حيث عين ثابته « ام » باشد ، و اسماى الهى « اب » ، و معنى مصرع ثانى كه مادر را پدر شد ، باز مادر آن است كه طبيعت را نيز مادر گفته‌اند ، و در عين ثابته محرك طبيعت است ، پس عين ثابته را كه مادر است ، طبيعت پدر شده باشد ، از جهت آنكه متحرك به حركت طبيعت است ، و او حركت مىدهد به هر جانب كه هست ، و محرك محرك ، عين ثابته اسماء الهى است ، و يك معنى ديگر مىتوان گفت مر اين بيت را ، آنست كه مراد به اصل خويش است استقسات است ، و معنى استقس « اصل » است ، يعنى مىتواند كه مراد به اصل كه در عبارت شيخ واقع است « عنصر » باشد ، از جهت آنكه عنصر اصل را مىگويند به زبان يونان و معنى مصرع ثانى همان است كه گفته شد ، اينجا نيز طبيعت است كه متحرك است مر عنصر را كه « ام » است ، پس مادر ، پدر شده باشد مر مادر را . و معنى ديگر اين بيت آن است ، كه مراد به
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 112 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان