تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
رطوبت را با برودتى متفقه ، و چون متابعت صورت ببندد ، ضديت يكديگر بشكنند تا مزاج فايض شود و قس على هذا ، آب را با هوا و هوا را با نار و مجموع را با يكديگر . مراد به حكم ضرورت مناسبت است و موافقت و ملايمت كه در طبايع ايشان است ، و سبب اختلاف ايشان با يكديگر و پيمان و حصول وجود مركبات به جهت آن است . چنان كه خود فرمايد :
مواليد سه‌گانه گشته ز ايشان * جماد آنگه نبات آنگاه حيوان
هيولى را نهاده در ميانه * ز صورت گشته فارغ صوفيانه 125
مراد به هيولا ، ماده است ، مذهب حكيم اين است ، كه همه اشيا مركب‌اند از هيولا و صورت هيولا ، و صورتى مستقل نيست بل صور همه موجودات صورت اوست ، همچنان‌كه صوفى سالك محقق وجود خاص را به خود اضافه و اسناد نمىكند ، بل وجود همه موجودات را وجود خود مىداند و مىبيند . شيخ آن مسئله را به اين معنى تشبيه كرد لطيفه‌اى بود بر گذر قافيه .
همه از حكم و امر داد داور * به جان استاده و گشته مسخر
يعنى همه اشياء از حكم ازلى الهى مسخرند ، به حسب آنكه تاثير قوى و آثار وجود از اوست ، و ايشان را در آن هيچ اختيارى نيست ، و از امر وجود ابدى قائم‌اند ، و دايم به حسب تجدد وجود خاص كه پرتو وجود اوست .
جماد از قهر بر خاك اوفتاده * نبات از مهر بر پا ايستاده
يعنى جماد از قهر صفت جلال است ، كه بر خاك اوفتاده و بىبهره و بىآثار است ، و نبات از پرتو مهر جمال است ، كه بر پاى ايستاده و پربهره و آثار است .
نزوع جانور از صدق و اخلاص * پى ابقاى نوع و جنس و اشخاص 126
يعنى جهت جان دادن مطلق حيوانات از صدق و اخلاص نه از صدق