عقرب خانه مريخ ، و اسد خانه خورشيد ، و ثور و ميزان خانه زهره ، جوزا و سنبله خانه عطارد ، و سرطان خانه قمر ، آنچه شيخ مىگويد اين است .
قمر خرچنگ را همجنس خود ديد * ذنب چون رأس شد يك عقده بگزيد
[ اين بيت نيز در متن پاك شده است ولى شرح آن بدين صورت ثبت شده است ] :
رأس و ذنب دو نقطه تقاطع است ، كه ميان دو منطقه معدل و منطقه فلك البروج تو هم كرده مىشود . نقطه تقاطع اوّل را كه يكى اول ، حمل است و آن ديگر را ذنب .
قمر را بيست و هشت آمد منازل * شود با آفتاب آنگه مقابل
ابتداى سير منازل قمرى بايد كه از مقابله اعتبار كرده شود ، تا صورت سخن راست باشد ، زيرا كه شيخ مىفرمايد كه بعد از بيست و هشت منزل ، قمر با آفتاب مقابل مىشود ، اگر ابتدا از مقابله اعتبار كرده نشود ، صورت سخن راست نباشد .
پس از وى همچو عرجون قديم است * ز تقدير عزيزى كو عليم است
يعنى قمر به اعتبار سير منازل مانند عرجون قديم است ، و عرجون خوشه خرما را مىگويند در لغت . مقصود آنكه مىخواهد ، كه تشبيه كند اثر سير منازل قمر را كه حوادث و تاثيرات است ، به دانههايى كه گرد بر گرد خوشه خرما بيرون آمده است ، همچنانكه بيرون آمدن دانههاى خرما برگرد خوشه خرما به تقدير الهى است ، حوادث و تاثيرات كه در خارج حاصل مىشود هم به تقدير الهى است ، نه از حركات كواكب و افلاك و انظار كواكب . غرض از اين سخن منع منجم است كه مىگويد كه حوادث و تاثيرات از حركات افلاك و از انظار كواكب است ، واسطه و غير واسطه را دخلى نيست .