مىفرمايد ، و غرض از ياد اينها اظهار فضل است . [ در اين قسمت از متن جاى خالى وجود دارد كه ظاهرا پاك شده است به سياق متن و با توجه به مطالب بعدى ظاهرا شرح زير مربوط به بيت زير است ] .
ثوابت يك هزار و بيست و چاراند * كه بر كرسى مقام خويش دارند
شيخ مىفرمايد كه ثوابت هزار و بيست و چهار است ، و هيچكس از راصدان بر اين قايل نيست ، در زمانى كه حضرت قاضىزاده رومى قدس اللّه روحه العزيز ، در بلاد سمرقند به رصد مشغول بودند ، اين فقير در ملازمت ايشان بود ، پرسيدم ، در وقتى كه به عمل رصد مشغول بودند ، فرمودند ، كه هيچكس از راصدان بر اين قايل نيستند ، بعضى هزار و بيست و دو ، و بعضى بيست و سه يافته ، و ما نيز در اين رصد هزار و بيست و سه يافتهايم ، مگر شيخ را ضرورت شعرى باعث شده باشد و مخالفت ظاهر نيست .
به هفتم چرخ كيوان پاسبان است * ششم برجيس را جاى و مكان است
بود پنجم فلك مريخ را جاى * به چارم آفتاب عالمآراى
سيم زهره دوم جاى عطارد * قمر بر چرخ دنيا گشت وارد
[ سه بيت فوق از متن پاك شدهاند ، مصحح به سياق عبارت و با توجه به محتواى شرح ، آنها را از روى شرح لاهيجى در اينجا آورد . ]
چون شيخ در تعداد اصول جرمهاى آسمانى را ياد كرده بود ، بنابراين تقريب حركات و احوال و مقام و مكان ايشان را ياد مىفرمايد ، بر سبيل اجمال مىگويد ، كه زحل در فلك هفتم است ، و مشترى در فلك ششم ، و مريخ در فلك پنجم ، و آفتاب در فلك چهارم ، و زهره در فلك سيم ، و عطارد در فلك دوم ، و قمر در فلكى كه آخر همه است ، اين هفت كوكب در اين هفت فلك است و اين هفت را دوازده برج .
جدى و دلو خانه زحل است ، و قوس و حوت خانه مشترى ، حمل و